به گزارش پایگاه خبری صراط؛ تحلیلهای دانشگاهی نشان میدهد تغییر ماهیت جنبشهای اعتراضی از فاز مدنی به مراحل رادیکالتر، پدیدهای چندعاملی است و بدون در نظر گرفتن بافت سیاسی و اجتماعی، خطای محاسباتی محسوب میشود.
بررسیهای نظری در حوزه جنبشهای اجتماعی نشان میدهد حرکتهای اعتراضی معمولاً با اشکال کمهزینه و مدنی آغاز میشوند، اما بسته به شرایط سیاسی، سطح تنش و نوع کنشگری بازیگران مختلف، ممکن است وارد مراحل پرتنشتر شوند. در ادبیات کلاسیک این حوزه، پژوهشگرانی چون چارلز تیلی و سیدنی تارو بر پویایی و چندعاملی بودن مسیر تحول جنبشها تأکید کردهاند.
مطابق این چارچوب نظری، پدیدهای با عنوان «اثر جناح رادیکال» مطرح است که بر اساس آن، ورود بازیگران غیرعقلانی میتواند بسته به شرایط، به کاهش مشروعیت اجتماعی چهره اپوزیسیون بینجامد.
از سوی دیگر، در نظریه «بسیج منابع» نیز نقش رهبری یک جریان و فراخوانهای بیرونی مورد توجه قرار گرفته، اما اغلب پژوهشها نشان میدهد ریشههای داخلی و شبکههای اجتماعی درون کشور عامل تعیینکنندهتر و قویتری در گسترش یا افول اعتراضات هستند. در این زمینه، مطالعات داگ مکآدام بر اهمیت «فرصتهای سیاسی داخلی» و زیرساختهای اجتماعی تأکید دارد.
به گزارش صراط نیوز، در بخش دیگری از این بحث، موضوع آمار تلفات و روایتهای متعارضی که جریان رضا پهلوی منتشر کردند نیز مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته است. پژوهشهای روششناختی نشان میدهد در شرایط بحرانی، ارقام منتشرشده از سوی بازیگران سیاسی مختلف ممکن است تحت تأثیر خطاهای اطلاعاتی، محدودیت دسترسی به داده و رقابتهای روایتی قرار گیرد. اتفاقی که هیچ کنشگر متکی بر عقلانیت این خطا را انجام نمیدهد.
در مجموع، در جبهه اپوزیسیون جمهوری اسلامی ایران حالا اختلاف سیاسی به اوج خود رسیده است و عدهای از این گروه مخالف سر سخت فراخوانهای رضا پهلوی بودند و بر این موضوع اتکا میکنند که این فراخوانها، فکرنشده و بدون درنظر گرفتن هوش سیاسی-اجتماعی بوده است.
منتقدان معتقدند که طی حدود یک دهه گذشته، رضا پهلوی با راهاندازی مجموعهای از کمپینها، عملاً مدعیان دیگر را ذیل عنوان «برنامه براندازی» کنار زده است. از جمله مهمترین این طرحها میتوان به «پروژه ققنوس»، «کمپین نه به جمهوری اسلامی»، «پیمان نوین»، «میدان میلیونی»، «رستاخیز فیروزهای»، «شورای ملی ایران» و «وکالت میدهیم» اشاره کرد.
به گفته اسماعیلیون، ضربه نهایی به گروه منشور زمانی وارد شد که چند روز پیش اطلاعات درونگروهی در توییت رضا پهلوی منتشر شد. منظور او توییتی است که در آن به موضوع پیوستن نیروهای سکولار و دموکراسیخواه از طیفهای مختلف به این گروه اشاره شده بود. در آن پیام، رضا پهلوی بدون هماهنگی با دیگر اعضای منشور، نتیجه یک مذاکره نافرجام را علنی کرد و نوشت: «هدف، کوشش و ترجیحم همیشه این بوده که حداکثر نیروهای سکولار و دموکراسیخواه از طیفهای مختلف با هم همکاری کنند اما بر سر پیوستن چهرههای پیشنهادی به گروه منشور، اجماع به دست نیامد.»
رامین پرهام، مشاور سابق رضا پهلوی، در اظهاراتی انتقادی به نحوه مدیریت و موضعگیریهای جریان نزدیک به وی در مقاطع اعتراضی پرداخت. وی با اشاره به روزهای ابتدایی شکلگیری جنبشهای اعتراضی در بازار، مدعی شد که این حرکت در آغاز ماهیتی مدنی و بدون خشونت داشته و روندی رو به گسترش را طی میکرد.
به گفته پرهام، شروع اعتراضات از نهادهای سنتی مانند بازار، نشانهای از ظرفیت مدنی این حرکت بود و حتی در برخی موارد، فرماندهان یگانهای انتظامی نیز بر ضرورت پرهیز از خشونت و صرفاً کنترل اوضاع تأکید داشتند.
او در ادامه با انتقاد از برخی روایتها درباره ابعاد تلفات، طرح اعداد میلیونی یا دهها هزار کشته را «بزرگنمایی» توصیف کرد و گفت درباره منابع این آمارها باید شفافسازی شود. پرهام همچنین مدعی شد پیش از صدور برخی فراخوانها، از طریق واسطهها نسبت به پیامدهای آن هشدار داده، اما این هشدارها مورد توجه قرار نگرفته است.
مشاور سابق رضا پهلوی با بیان اینکه فراخوانها موجب تغییر اعتراضات روزانه به تجمعات شبانه شد، این اقدام را عاملی در تغییر ماهیت مدنی و نابخردانه دانست. وی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود به رویداد مونیخ اشاره کرد و مدعی شد برخی تحرکات رسانهای در خارج از ایران بیش از آنکه معطوف به تحولات داخل کشور باشد، بر افکار عمومی غرب تمرکز داشته است.
پرهام در پایان خواستار طرح پرسشهای جدیتر از سوی روزنامهنگاران درباره سازوکار تصمیمگیری و اتاقهای فکر جریانهای سیاسی رضاپهلوی شد و اظهار کرد: با تکیه بر اتاق فکرهای بزدلانه هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.